خرید بک لینک
بوسه طلبیدم ز لبت جانم سوخت شوقم ز عطر عشق توست ز گُلاب نیست دلم به یاد تو کند فغان ز حسن گُل گل نشانه ی رویِ تو این سراب نیست محبت تو کشد مرا به راه وفا وَرنه من ز تو غافل و عهدم سراب نیست به جَهدِ عقل ناقص کنم فرار ز کوی تو آرزویِ دیدنت که خواب نیست چمن ز حُسن لطافت به خود بیند گُل به دشت محبت هزارلاله ی جان زآب نیست چو در خیال خویش گذر کنم ز روی تو روم ز خود ، مستیم ز شراب نیست گویند عقل ز کف داده و دیوانه شدم خلق نپسندند این صفت،به زمانه باب نیست ز دیده ی من به روی تو هر که نگریست شد پاسبانِ تو با آنکه ثواب نیست کمان زلف تو به تیر غم رسید بر دلم دلم را

برچسب: قطره اشک مصنوعی,قطره اشک مصنوعی خارجی,قطره اشک مصنوعی آرتلاک,قطره اشکی در اقیانوس,قطره اشک,قطره اشک مصنوعی artelac,قطره اشک مصنوعی بدون مواد نگهدارنده,قطره اشک چشم مصنوعی,قطره اشک مصنوعی چیست,قطره اشك, نویسنده: علی میرزایی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 11:24

بنام آنکه گل را رنگ و بو داد ز شبنم لاله ها را آبرو داد شعر کلامی است آهنگین و موزون که از نهاد آدمی برخاسته، تا در بیان شور و حال و ابراز عقیده و اندیشه و فاش کردن احساسات در تمام امور زندگی کمک رسان بشر باشد.شعر مایه یِ تسکین و التیام استیحاش و گاه افزونی مسرات در انواع زمینه های موجود در زندگی مانند،معنویت،ارتباطات اجتماعی و انقلاباتِ روانی و روحی و...است.شعر زورقی است که آدمی با آن از امواجی که بر اثر ناهنجاریهای اجتماعی و فراق از وابستگیهای عقلی و قلبی و یا واصل شدن به علایق در طی عمر بوجود می آید؛می تواند گذر کند

برچسب: نویسنده: علی میرزایی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 4:18

پدرسکوت لب باز کرد و گفت: من ز خنده ی ترس در عجبم در دل من قهقهه می زند دل من ساکن و بی رمق در خراش از خنده ی ترس غمگین است. ترس گفت: من تو را نرنجانم ،نترسانم،می نهارانم* تو خود بخند به من تو بخند به خنده ی من ز خنده ی تو شوم پنهان. ((از مخاطبین عزیزی که این متن را مطالعه می کنند؛در خواست دارم؛اگر از ریشه ی این لغت((می نهارانم)) که بنده به مفهوم ((راندن)) از خویش در این متن استفاده کردم؛اطلاعاتی دارند و معنی دقیق تر و صحیح تری می دانند؛بنده را نیز مطلع کنند.))

برچسب: قصة عشق,قصه های جزیره,قصة مسلسل نص يوم,قصه سرا,قصه کودکانه,قصه های مجید,قصه ها,قصه شب,قصة حب,قصة مسلسل القيصر, نویسنده: علی میرزایی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 15:56

ز کوچه ی تن نمی آید صدای آزادی

مبحوس است سخن لاف عشق

مرد همدردی در یاریِ فصل

چنان پیچید بوی بت کده ی گمراهی

هر تصور شد یقین

هر تخیل حقیقت حزین

در میان ،آدمی گم در فضای پوچ خودخواهی

لبخند مرگ زدود گریه ی ناکامی

باید گفت خستگی را با آهی

درد را با سازی

باید نوشت عشق را با قلم سفید

بر سطح خاکستریِ خود بینی.

برچسب: قلم سفید,قلم سفید کننده دندان,قلم سفید کننده مو,قلم سفید اهل بیت,قلم سفید کننده دندان وایتر ایمیج,قلم سفيد,آموزشگاه قلم سفید اصفهان,دبیرستان قلم سفید اصفهان,آموزشگاه قلم سفید,دبیرستان قلم سفید, نویسنده: علی میرزایی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 11:20

ما را نانِ جُویی کفایت است تو را مُلک سلیمانی ذلالت است به صد طعنه ی روزگار دل خوشیم که نداریم آرزو و خود سخاوت است ز بس که خوردیم پُتک به رویِ سندانِ روزگار فولادِ آب دیده پیشِ ما بی ضخامت است هزار منزلِ خلوت بِه ز بزم سرور که پشت به آینه کردن از خجالت است سخنِ لاف و بیهوده چو بادِ سَرسَری مورِ لحیده به حرف پهلوانِ شجاعت است ای غم دیده یِ صبورِ راهِ عاشقی بدان که آتش عشق خود عنایت است نانِ جو و مُلکِ سلیمان هر دو غنیمتی ست به پاسِ خدایان دغل این صداقت است خوش است غم و درد و ملامت و رِندی که پادشاهیِ عالم عین اسارت است خونِ دل خوردن زیرِ رواقِ رقیب پدیده

برچسب: نویسنده: علی میرزایی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 14:19

شنوی آوای ریزش برگ درخت

شنوی آوای سبز چمن

شنوی آوای خاک نم خورده ز شبنم را

ز بوی خاک می آید هر جنبش

نمی دانم چرا سرد است افق امروز

برای در آغوش گرفتن یک مهر دل افروز

رفتن را می شود ز آمرزش پرسید

نمی دانم چرا تاریک است درون ماه

نمی دانم غم روز را!

شاید ز بی پروایی باد است

یا ز لرزشِ سرد چمن زار است

نمی دانم،نمی دانم

چرا دل تنگم امروز.

برچسب: فصل غم,غم هجران فصل دوم, نویسنده: علی میرزایی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 18:58

صفحه بندی